گم شدم در این هیاهو،گم شدم
تو کجایی تا بگیری داد من؟
گر سکوت خویش را میداشتم
زندگی پر بود از فریاد من
ناز خزان به 1 سالگی هم نرسید و تمام!
انگار زود تر از این ها تمام شده بود
های باران!
چه می خواهی زما بی برگ وباران!
برهنه بی پناهان را نظر کن
در این وادی قدم آهسته تر کن
شد این ویرانه ویرانه تر چه حاصل؟
پریشان شد پریشان تر چه حاصل؟
تو که جان می دهی بر دانه در خاک
غبار از چهره گلها میکنی پاک
غم دل های مارا شستشو کن
برای ما سعادت آرزو کن
خداحافظ
+ نوشته شده توسط Ermia در 86/02/11
|

